بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ختم صلوات

ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی

در تا شهدا بخوانید

۱۸ مطلب با موضوع «رفتار با فرزندان» ثبت شده است

هنگامی که حضرت زهرا علیها السلام مسؤولیت تربیت فرزند را مستقیماً به عهده داشته اند ضمن انجام رفتارهای شیرین مادرانه با کودکان خود و ترقصّ و بازی با آنان با استفاده از دو بیت شعر پر محتوا فرزند خود را توصیه به چهار مطلب اساسی می نموده است.(3) .

متن دو بیت شعر حضرت در هنگام بازی با حسن بن علی علیه السلام:

«اِشْبَهْ اَباکَ یا حَسَنُ

وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ»

حسن جانم شبیه پدرت علی باش و از حق بند بگسل.

«وَاعْبُدْ اِلهاً ذامِنَنِ

وَلا تُوالِ ذَاالْإِحَنِ» (4) ؛

عبادت خدای صاحب نعمت کن و با افراد کینه توز همراه و دوست مباش.

چهار خواسته حضرت زهرا از امام حسن (ع) و چهار پیام این اشعار:

مانند پدرت علی علیه السلام باش. این توصیه علاوه بر این که سفارش به انتخاب و اتخاذ الگو و اسوه در زندگی دارد و به نوعی الگوی شخصیتی کاملی را به کودک معرفی می کند و اجمالاً امام حسن علیه السلام را توصیه و سفارش به داشتن صفات برجسته علوی همچون شجاعت، عدالت، حکومت و... می کند.

سفارش و دستور به دفاع از حق و حقیقت و بند گشودن از دست و پای حقّ.

توصیه به عبادت و پرستش خدا آن هم عبادت و پرستش خدای صاحب نعمتها.

دستور به دوری از دوستی و همراهی با افراد شرور و بددل و کینه توز.

مجموعاً در این دو بیت سه دستور و یک پرهیز اخلاقی مفید، جامع و اساسی وجود دارد.

درسهایی از این حرکت تربیتی حضرت زهرا (س):

مادر باید با کودکان خود مأنوس باشد و با آنان بازی کند.

بازی یکی از بهترین شرایط برای یادگیری کودک است.

مادر باید در هنگام بازی با کودک به او مطالب اخلاقی را تعلیم دهد.

یکی از بهترین راهها برای آموزش کودکان استفاده از شعر است.

استفاده از شعر برای کودک جالب و برای فهم و درک مطالب او مفیدتر است.

مربیان و مادران باید به محتوای اشعار کودکان توجه جدی داشته باشند.

در اشعار و ادبیات کودکان، باید آنان را دعوت به نیکیهای اخلاقی و پیامهای عالی اخلاقی کنیم.

در شعر کودک باید به او الگو معرفی شود «اِشْبَهْ اَباکَ».

در تعلیمات کودکان باید آنان را با دستورات اخلاقی آشنا نمود. (حضرت زهرا علیها السلام سه دستور اخلاقی داشتند)

در ضمن سفارشهای اخلاقی مثبت باید کودک را از همنشینی های سوء نیز پرهیز داد. چون حضرت زهرا علیها السلام یک پرهیز اخلاقی هم در شعرها داشتند.

ما نبایستی کودکان را کم ظرفیت و غیرمستعد برای تعلیم مطالب جدّی و اساسی بدانیم همچنان که دیدیم حضرت زهرا علیها السلام مطالبی اساسی را به فرزند خود تعلیم می دهد.

مادران باید از همان کودکی به تلقینات مثبت اخلاقی به کودک و آموزش آنها توجه کنند همچنان که فاطمه زهرا علیها السلام از همان کودکی حق طلبی، عبادت و... را به کودک خود آموزش می دادند.

برای تربیت کودک باید از سبکهای هنری و ذوقی استفاده کرد. همچنان که حضرت زهرا علیها السلام از شعر برای بازی با فرزند خود بهره گیری می نماید.

در مقایسه دو شعری که حضرت زهرا علیها السلام برای امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام می خوانند فهمیده می شود این دو کودک دارای روحیات متفاوت از همدیگر بودند و حضرت زهراعلیها السلام به عنوان بهترین مادر، تشخیص این تنوع و تفاوت در روحیات و شخصیت کودکان خود را داده بود و در تربیت آنان این تفاوت را ملاحظه می نموده است که این خود برای مربیان و مادران مسئله ای بسیار اساسی و مهم است.

شعر حضرت زهرا برای امام حسین علیه السلام این است:

«اَنْتَ شَبیهٌ بِاَبی

لَسْتَ شَبیهًا بِعَلیٍّ»؛

حسین جانم! تو به پدرم رسول الله شباهت داری نه به پدرت علی.

 


(3) فاطمه زهرا علیها السلام بانوی نمونه اسلام، ص 39.

(4) نهج الحیاة، ص 185.

پدر و مادر (و بزرگترهای کودک) نه تنها باید کودک را در بازی کردن آزاد بگذارند بلکه خودشان نیز باید در مواقع بیکاری با آنان بازی کنند. زیرا بازی کردن با پدر و مادر برای اطفال بسی لذت بخش است و آن را از علائم محبت می شمارند.

رسول خدا صلی الله علیه وآله با حسن و حسین علیهما السلام بازی می کرد. ابوهریره می گوید:

دیدم که رسول خدا دست حسن و حسین علیهما السلام را گرفته بود و پاهایشان روی پای آن حضرت قرار داشت و به آنان فرمود: نور دیدگان فاطمه! بالا بیایید. پس حسن و حسین بالا آمدند تا پا هایشان به سینه رسول خدا رسید. پس لبش را بر لبهای آنان گذاشته می بوسید و می فرمود: خدایا حسن و حسین را دوست دارم.

حسن و حسین در حضور پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و فاطمه علیها السلام کشتی گرفتند، در این میان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله حسن علیه السلام را تشویق می کرد و مکرر می فرمود:

«اِیه یا حَسَن شَد عَلَی الحُسین فَاصْرِعه»؛

برپاخیز ای حسن! حسین را محکم بگیر و به زمین بیفکن.

فاطمه علیها السلام عرض کرد:

ای پدر! شگفتا که حسن را که بزرگتر است بر حسین که کوچکتر است، ترجیح می دهی و تشویق می کنی؟!

پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: اینک این دوستم جبرئیل است که حسین علیه السلام را تشویق می کند، من هم در برابر او حسن علیه السلام را تشویق می نمایم (1) .

جابر می گوید، دیدم که رسول خدا با دست و پا راه می رفت و حسن و حسین علیهما السلام بر پشت آن حضرت سوار بودند و می فرمود: بهترین شتر، شتر شماست. و شما بهترین سوار هستید.

امام رضا علیه السلام از پدرانش روایت کرده که حسن و حسین علیهما السلام تا مقداری از شب گذشته در خانه رسول خدا بازی می کردند. سپس فرمود: نزد مادرتان بروید.

حسن و حسین علیهما السلام از خانه بیرون رفتند. پس برقی زد و زمین روشن شد و به خانه خودشان رسیدند. پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: سپاس خدای را که ما اهلبیت را گرامی داشت. (2)

 


(1) بحار، ج 43، ص 265 و 268.

(2) فاطمه زهرا علیها السلام بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص 98.

امام حسن علیه السلام مریض شد و درد و بی تابی آن بزرگوار بالا گرفت. حضرت زهرا علیها السلام فرزند عزیزش را خدمت رسول خدا برده فرمود:

«یا رَسُولُ اللَّهِ اُدْعُ اللَّهَ لِاِبْنِکَ اَنْ یَشْفِیَهُ»؛

ای رسول خدا! پروردگارت را بخوان تا فرزندت را شفا دهد. (5)

 


(5) نهج الحیاة، ص 150.

ابن عنین شاعر قرن هفتم، سالی به سوی مکه رهسپار شد، در بین راه بعضی از سادات منسوب به بنی داود به او دستبرد زدند و همه اموال او را غارت کردند و حتی لباسهای تنش را بیرون آورده و چندین زخم بر او وارد نمودند و گریختند. ابن عنین برای سلطان یمن عزیز بن ایوب نامه شکایت نوشت و از او دادخواهی کرد و برای او قصیده ای نوشت که انتقام او را از ساداتی که اموالش را غارت نموده بودند بگیرد. وقتی که ابن عنین قصیده و نامه شکایت آمیز را نوشت و برای سلطان یمن فرستاد، در عالم رؤیا دید که در کنار کعبه است و حضرت زهرا علیها السلام مشغول طواف کعبه می باشد، پیش رفت و سلام کرد، ولی حضرت جواب سلام او را نداد، گریه و زاری کرد و به آن حضرت عرض کرد که گناه من چیست که جواب سلام مرا نمی دهی؟ حضرت زهرا علیها السلام در پاسخ ابن عنین اشعاری خواند که مضمون آن چین است: حاشا که همه فرزندان فاطمه پست و زشت باشند، ولی روزگار با مکر و حیله با ما بدی و ستم کرد، اگر یک نفر از اولاد من بدی نمود، تو نباید عمداً به همه آنها دشنام بدهی، از کردار خود توبه کن به خاطر جدشان مصطفی صلی الله علیه و آله آنها را گرامی بدار و به آنها توهین مکن، و هر چه از ناحیه آل رسول به تو رسید، پاداش آن را در روز قیامت هنگام ملاقات با ما دریافت خواهی کرد. ابن عنین می گوید: در حال گریه و زاری و ترس از خواب بیدار شدم در حالی که زخمهای بدنم خوب شده بود و در آن هنگام توبه کردم و اشعاری در عذر خواهی نوشتم . (6).

 


(6) رنجها و فریادهای فاطمه، ص 25.

وقتی امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام مریض شدند، حضرت زهرا علیها السلام آن دو بزرگوار را در آغوش گرفته نزد پیامبر صلی الله علیه وآله برد و فرمود:

«قالت: اِنْ بُرِیءَ وَلَدایَ مِمَّا بِهِما صُمْتُ لِلَّهِ ثَلاثَةَ اَیَّامٍ شُکْراً»؛

اگر فرزندانم شفا یابند سه روز برای خدا جهت شکرگزاری روزه خواهم گرفت. (4)

 


(4) نهج الحیاة، ص 158، ح 86.

روزی پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه پیامبر رفت، چون به در خانه رسید، دید دخترش فاطمه مضطرب و ناراحت پشت در ایستاده است. آن حضرت فرمود: چرا اینجا ایستاده ای؟

فاطمه زهرا علیها السلام با حالتی مضطرب، عرض کرد: فرزندانم صبح زود بیرون رفته اند و تا کنون از آنها هیچ خبری ندارم.

پیامبر صلی الله علیه وآله به دنبال آنها روانه شد، چون به نزدیک غار جبل رسید، آنها را دید که در کمال سلامت و آرامش، مشغول بازی هستند. آنها را بر دوش گرفت و به سوی خانه فاطمه علیها السلام آمد. (1)

 


(1) بحار الانوار، ج، 43، ص 309.

حضرت فاطمه علیها السلام آن چنان به بچه هایش علاقه مند بود، که حتی نسبت به ایام بعد از خود نیز حساس بود و به امیرالمؤمنین علی علیه السلام که شوهر معصوم آن حضرت و پدر معصوم فرزندان او می باشد، سفارش بچه هایش را می کرد.

فاطمه علیها السلام در بستر بیماری که سرانجام به شهادت آن حضرت انجامید، در مورد بچه هایش دو نوع وصیت کرد: نخست در مورد انتخاب همسر، که به بچه های فاطمه علیها السلام مهربان باشد. دوم برخورد محبتآمیز امیرالمؤمنین با آنان و اینکه علی علیه السلام از هر دو شب یک شب را در کنار بچه های داغ دیده فاطمه علیها السلام بخوابد. اینک به متن هر دو وصیت می پردازیم:

«قالت فاطمه: اوصیک اولا ان تتزوج بعدی ابنه اختی امامه فانها تکون لولدی مثلی...» (2) ؛

فاطمه زهرا به علی علیه السلام وصیت کرد، که بعد از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن، زیرا او به فرزندانم مثل من مهربان است...

و در مورد فراز دوم آمده است که چون علی علیه السلام به بالین فاطمه علیها السلام آمد، او را در حالت احتضار دید، و لذا خطاب به فاطمه علیها السلام گفت: ای فاطمه! با من حرف بزن.

در این حال آن حضرت چشمانش را باز کرد و به سوی امیرالمؤمنین نگاه کرد و گریه نمود و علی علیه السلام نیز شروع به گریه کرد. فاطمه علیها السلام گفت: یا علی! من در آستانه مرگ قرار گرفته ام و چاره ای از آن نیست و این که می دانم بعد از من باید ازدواج کنی.

«فان تزوجت امراة اجعل لها یوما، و اجعل لاولادی یوما و لیلة، یا ابا لحسن! و لاتصح فی وجوههما فیصبحان یتیمین غریبین منکسرین فانهما بالامس فقدا جدهما و الیوم یفقدان امهما...» (3) ؛

چنانچه ازدواج کردی، اگر شبی با همسرت بودی، شب دیگری را با یتیمان زهرا باش. یا ابا الحسن! هرگز به بچه هایم داد مزن، زیرا آنان بعد از من یتیم و غریب و دلشکسته می گردند و برایشان بسیار دشوار است که دیروز جدشان پیامبر را از دست دادند و امروز مادرشان را....

شکی نیست که امیرالمؤمنین علی علیه السلام معصوم بوده و هرگز برخلاف صواب گام برنمی دارد و به بچه هایش با تمام توان محبت و نوازش می کند، ولی وصیت این گونه فاطمه علیها السلام، حکایت از سوز شفقت آن مادر عزیز می نماید که حتی سرنوشت بچه هایش را در ایام بعد از خود نادیده نمی گیرد....

 


(2) عوالم، ج 11، ص 503؛ جلاءالعیون، ج 1، ص 218.

(3) بحار الانوار، ج 43، ص 178.

یکی از وظایف سنگین و مهم حضرت زهرا علیها السلام موضوع بچه داری و تربیت اولاد بود. فاطمه علیها السلام پنج فرزند پیدا کرد: حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن علیهم السلام. پنجمین فرزند آن حضرت که محسن نام داشت سقط شد. دو پسر و دو دختر از آن حضرت باقی ماند. فرزندان آن حضرت از اشخاص عادی نبودند، بلکه چنین مقدر شده بود که نسل پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله از فاطمه علیه السلام بوجود آید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود: خدا ذرّیه پیامبران را در صلب خودشان قرار داده ولی نسل مرا در صلب علی علیه السلام مقرر فرمود. پس من پدر اولاد فاطمه علیها السلام هستم.

خدا مقدر کرده بود که پیشوایان دین و خلفای پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله از نسل پاک زهرا علیها السلام بوجود آیند. لذا یکی از وظایف سنگین او بچه داری بود. کلمه بچه داری، جمله کوتاهی بیش نیست ولی معنای بسیار مهم و دامنه داری دارد. شاید بعضی خیال کنند که بچه داری بیش از این نیست که پدر، لوازم زندگی فرزندانش را فراهم سازد. و مادر، تر و خشکشان کند و در تهیه غذا و شستن لباسهایشان کوشش نماید و هیچ مسئولیت دیگری در قبال فرزندانشان ندارند. اما اسلام به این حد اکتفا نمی کند؛ بلکه پدر و مادر را در قبال وظیفه بزرگتری مسئول می داند. اسلام شخصیت آینده کودک را مرهون تربیت و پرورش و مراقبت پدر و مادر می داند. تمام حرکات و سکنات و افعال و گفتار پدر و مادر در روح حساس و لطیف فرزند تأثیر می کند. هر فرزندی نماینده کیفیت سلوک و رفتار پدر و مادرش می باشد. پدر و مادر وظیفه دارند که با کمال دقت مراقب آینده کودکانشان باشند و مواظب باشند طفل بیگناه که نهادش بر خوبی آفریده شده، فاسد و بدبخت نگردد. حضرت زهرا علیها السلام که خودش تربیت یافته دامن وحی بود از تربیت اسلامی بی اطلاع و غافل نبود. اطلاع داشت که از چگونگی شیر مادر و بوسه هایی که بر لبهای معصوم کودکانش می زند گرفته تا تمام حرکات و اعمال و گفتارش، در روحیه حساس آنها اثر دارند.

می دانست باید امام تربیت کند و نمونه هایی را به جامعه تحویل دهد که آینه و معرف حقیقت و روح اسلام باشند و حقائق و معارف قرآن در وجودش جلوه گر باشد و این موضوع کار سهل و آسانی نیست.

فاطمه علیها السلام می دانست باید مانند امام حسین علیه السلام تربیت کند که در موقع احتیاج اسلام، جان خود و عزیزانش را در راه دفاع از دین و مبارزه با بیدادگری فدا کند و به وسیله خونهای عزیزانش درخت اسلام را سیراب گرداند. می دانست باید دخترانی همانند زینب و ام کلثوم پرورش دهد که به وسیله ایراد خطبه ها و سخنرانیهای شورانگیز، دستگاه ظلم و ستم بنی امیه را رسوا و مفتضح سازند، و جلو مقاصد شوم آنان را بگیرند. فاطمه علیها السلام در دانشگاه خانه، به زینب درس فداکاری و شجاعت داد تا مرعوب دستگاه بیدادگر یزید نگردد و به وسیله سخنرانی های آتشین خویش، دوست و دشمن را بگریاند و مظلومیت برادرش و بیدادگری بنی امیه را فاش سازد. می دانست باید فرزند بردباری همانند حسن علیه السلام تربیت کند که در موقع حساس اسلام، دندان بر جگر بگذارد و برای حفظ منافع عالی اسلام و فراهم ساختن زمینه انقلاب اسلامی، سکوت کند و به وسیله صلح با معاویه، به جهانیان بفهماند که اسلام تا بتواند صلح را بر جنگ ترجیح می دهد. و بدان وسیله عوام فریبی و ظاهرسازی و حقه بازی معاویه را آشکار سازد.

نمونه های خارق العاده ای که از این مکتب اعجازآمیز بیرون آمد، به خوبی می تواند روح پرعظمت و نیروی فوق العاده حضرت زهرا علیها السلام را نشان دهد.

آری زهرا علیها السلام از زنان کوتاه فکر و بی اطلاعی نبود که محیط خانه را کوچک شمارد و میل بلندپروازی داشته باشد، زهرا علیها السلام محیط خانه را بسیار بزرگ و حساس می دانست. آن را کارخانه بزرگ انسان سازی و دانشگاه مهم تمرینات نظامی و درس فداکاری می شمرد. می دانست که تربیت شدگان این مدرسه، هر درسی را که در اینجا بیاموزند، در میدان بزرگ اجتماع به مرحله بروز و ظهور درخواهند آورد. و آنچه را در اینجا تمرین کنند، در آینده عمل خواهند کرد. حضرت زهرا علیها السلام از زن بودن احساس حقارت و کوچکی نمی کرد و مقام زن را بس عالی و شامخ می دانست و چنین لیاقتی را در خویش می دید که دستگاه آفرینش چنین مسؤولیت سنگین و مهمی را بر دوشش نهاده و چنین پایگاه مهمی را به او عطا نموده است. (1)

 


(1) حضرت زهرا علیها السلام بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، صص 84-81.




خـــانه | درباره مــــا | سرآغاز | لـــوگوهای ما | تمـــاس با من

خواهشمندیم در صورت داشتن وب سایت یا وبلاگ به وب سایت "بهشت ارغوان" قربة الی الله لینک دهید.

کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون

مـــــــــــادر خیلی دوستت دارم