بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

+ کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون...

ختم صلوات

ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی

در تا شهدا بخوانید

۷۷ مطلب با موضوع «ویژگی های معنوی» ثبت شده است

واژه ارجدار تقوا در اصل از ریشه «وقایه» به مفهوم خویشتن داری، قرار دادن روح در پوشش حفاظتی در برابر آفت های گناه و بیدادگری، نیروی کنترل کننده درونی و در نقش ترمز نیرومندی است که ماشین پیچیده وجود انسان را در لغزشگاه ها و سر پیچ های خطرناک، حفظ و از تندروی های مرگبار و رسوایی برانگیز باز می دارد.

شاید از همین دیدگاه است که در نگرش اسلامی، از آن به عنوان یک دژ تسخیرناپذیر در برابر سپاه زشتی و گناه یاد می شود.

"ان التقوی دار حصن عزیز." (1) .

و یا به مرکب راهواری تشبیه می گردد که زمام آن بر دست سوار و صاحب آن است و او را تا بهشت پرطراوت خدا می رساند.

"الا و ان التقوی مطایا ذلل حمل علیها اهلها... فاوردتهم الجنة." (2)

و یا به کلید هر در بسته، توشه پرشکوه روز رستاخیز، سرمایه آزادی و آزادگی انسان از اسارت انواع بردگی ها، سبب نجات از هر هلاکت، پایه و اساس هر کار خیر و شایسته، سرچشمه برکات معنوی و مادی، روشن ترین اثر ایمان به مبدا و معاد، نخستین شرط رهروان راه حق، معیار شخصیت انسان، سبب پیدایش نور یقین در قلب، از وسایل فزونی دانش و بینش انسان، ثمره و میوه پرستش و عبادت خالصانه و عارفانه خدا، بزرگ ترین ارزش انسان، سرلوحه دعوت پیامبران، کلید بهشت پرطراوت و زیبا، و وسیله رسیدن امدادهای خدا عنوان می یابد.

"فان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیرة معاد..." (3) .

و همه معارف و مفاهیم و برنامه های دینی، کلاس ها و وسایلی می گردند تا انسان بپرورند و تا ملکه احساس مسئولیت در برابر خدا، خویشتن، انسان ها و طبیعت و تاریخ را در او زنده و پویا و پایا و شکوفا سازند.

 

فاطمه علیهاالسلام دخت رسول خدا فرمود: فرستاده خدا فرمود: هر گاه بسترت را برای گسترانیدن در دست داری بگو: "الحمدلله الکافی، سبحان الله الاعلی، حسبی الله و کفی، ماشاءالله قضی، سمع الله لمن دعا، لیس من الله ملجا، و لا من وراء الله ملتجا. (توکلت علی الله ربی و ربکم ما من دابة الا هو آخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم ). (2) (الحمدلله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا)" (3)؛ سپاس بر خدای کفایت کننده، و تنزیه از آن خدای برتر، که خدا مرا کافی و بس است. آنچه او خواهد همان خواهد شد، خدایی که اگر او را بخوانند اجابت کند. مرا جز او پناهی نیست و در ورایش پناهگاهی نباشد. بر خداوندی که پروردگار من و شماست تکیه کنم. و جنبنده ای نیست مگر آنکه زمام اختیارش را او گرفته باشد؛ و البته- که هدایت- پروردگارم به راه راست باشد. سپاس از آن خدایی است که فرزند اختیار نکند و در اداره ملک خویش شریک نداشته باشد و به تنگنا نیفتد که یاوری را نیازمند باشد. پس او را تکبیر گوی و بزرگ دان، تکبیری شایسته او.

فاطمه علیهاالسلام گوید: سپس پیامبر خدا افزود: مسلمان نیست کسی که هنگام خواب این را بگوید و پس از آن میان شیطان و حیوانات گزنده بخوابد و او را زیانی برسد. (4)

 


(2) هود، 57.

(3) اسراء، 111.

(4) مسند فاطمة، سیوطی، ص 97، ح 231 و ص 111، ح 256

حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: من بستر خواب را گسترده بودم و می خواستم بخوابم. پدرم پیامبر صلی الله علیه و آله بر من وارد شد و فرمود: ای فاطمه! نخواب تا چهار عمل را انجام دهی: ختم قرآن کنی و انبیاء را شفیع خود گردانی و مؤمنین را از خود راضی کنی و حج و عمره بجا آوری.

این را فرمود و به نماز مشغول شد. من کنار بستر ایستادم تا نماز را تمام کرد: عرض کردم: یا رسول الله! مرا به چهار چیز دستور دادی که هنگام خواب نمی توانم آنها را انجام دهم! حضرت تبسمی کرد و فرمود: اگر سه مرتبه "قل هو الله احد" را بخوانی مثل آن است که ختم قرآن کرده ای، و اگر بر من و پیامبرانی که قبل از من بودند صلوات بفرستی، روز قیامت شفیعان تو خواهیم شد، و وقتی برای مؤمنین استغفارکنی همه آنان از تو راضی می شوند. و چنانچه سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر بگوئی گویا حج و عمره به جا آورده ای. (1) .

 


(1) خلاصة الاذکار، فیض کاشانی، ص 70.

رضا غیر از رضوان است.رضا خشنودی بنده از خدا و رضوان خشنودی خدا از عبد است. و این رضا هدف سالک و غایت عارف است که در آن زیارت آمده است. "واجعل... الرضا بقضائک و قدرک اقصی عزمی و نهایتی و ابعد همی و غایتی". (1) .

و رسیدن به"حیات طیبه" و "بهشت حضور"، در گرو تحصیل همین رضاست.

"یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی". (2) .

و اگر بر لب های خشکیده حسین علیه السلام در صحرای تفتیده نینوا، شکوفه های رضا جوانه زد، تعجبی نیست که او این درس را از مادر گرفته بود.

این زمزمه همیشه زهرا بود.

"رضیت بما رضیی الله و رسوله". (3) .

"رضیت بالله ربا و بک یا ابتاه نبیا و بابن عمی بعلا و ولیا". (4) .

"یا ابة سلمت و رضیت و توکلت علی الله". (5) .

سلمان می گوید: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم که به ناگاه زهرا علیهاالسلام با حالتی محزون و گرفته وارد شد و از حسادت و طعنه زنان قریش و ملاک های جاهلی آنان در ازدواج، به پدر شکایت برد تا بدین وسیله با ارشاد رسول صلی الله علیه و آله آن زنان به هدایتی برسند و از معیارهای جاهلی که دنیاپرستی بود، دست بردارند.

پدر حضورش را گرامی داشت و دست لطف و مهربانی بر سر او کشید. آن گاه فرمود: این عقد به امر خدا بوده و شما دو تن برگزیده خدا و همتای هم هستید.

زهرا خوشحال و مسرور سر به آسمان برداشت و گفت:

"رضیت ما رضی الله و رسوله".

رسول صلی الله علیه و آله که شکوفه های خنده را بر لب های زهرا علیهاالسلام دید، باز هم ادامه داد و از مقام و منزلت شویش علی علیه السلام آن قدر گفت و گفت تا آنجا که زهرا علیهاالسلام از شوق به وجد آمد و در دم ایستاد و بی اختیار چنین بر زبان آورد.

"رضیت بالله ربا و بک یا ابتاه نبیا و بابن عمی بعلا و ولیا".

آن گاه که علی علیه السلام زهرا علیهاالسلام را از رسول صلی الله علیه و آله خواستگاری کرد، پدر با دخترش به مشورت نشست. زهرا علیهاالسلام به احترام پدر می گوید: نظر شما چیست؟ رسول صلی الله علیه و آله می فرماید: "اذن الله فیه من السماء"؛ خدا از آسمان اجازت فرمود.

زهرا علیهاالسلام در حالی که تبسمی ملیح بر چهره داشت زیر لب گفت:

"رضیت بما رضی الله و رسوله".

روزی حسین علیه السلام در دامان زهرا علیهاالسلام بود، رسول صلی الله علیه و آله او را در آغوش گرفت و آن گاه قاتلینش را لعن کرد.

زهرا علیهاالسلام پرسید: پدر جان چه می گویید؟ رسول صلی الله علیه و آله گفت: از مصایب او یاد می کنم، گویا هم اکنون جایگاه شهادت او و یارانش و سبقت آنان در شهادت را می بینم. زهرا علیهاالسلام از قاتل و مکان شهادت فرزندش پرسید. رسول صلی الله علیه و آله فرمود در کربلا و به دست بدترین افراد. آن گاه رسول صلی الله علیه و آله از عظمت و منزلت حسین علیه السلام می گوید و وقتی که "انالله" و گریه زهرا علیهاالسلام را می شنود، باز هم از فضایل حسین علیه السلام می گوید که دیگر زهرا علیهاالسلام طاقت نمی آورد و می گوید:

"یا ابة سلمت و رضیت و توکلت علی الله". ای پدر جان! در برابر خواست خدا تسلیم و راضی ام و بر او توکل می کنم.

به راستی که ورودیه "رضا" کم نبود که گذشتن از تمامی هستی بود و زهرا علیهاالسلام گذشت. و اگر میوه رضا که در صحرای تفتیده طف، آن گونه بر لبها خشکیده حسین علیه السلام به چله نشست و فریاد "رضی الله رضانا اهل البیت" را ثمر داد، از آن روی بود که در خانه سبز فاطمه علیهاالسلام و با دست های پر توان باغبانی چون او به غرس نشسته بود. خط سرخ حسین علیه السلام تداوم خانه سبز فاطمه علیهاالسلام است.

 


(1) مفاتیح الجنان، زیارت جامعه ائمة المؤمنین.

(2) سوره فجر، که همان سورة الحسین علیه السلام است.

(3) بحارالانوار، ج 42، ص 149- 151.

(4) بحارالانوار، ج 42، ص 149- 151.

(5) ج 44، ص 264 و 221.

یکی از پیامهای مؤکّد قرآن پایبندی به آداب و مقررات اسلامی و تأثیرپذیری رفتار از ناحیه دستورات دینی است علاوه بر شرط ایمان و پاکی قلب، تقید و التزام عملی نیز شرط تحقّق کمال ایمان می باشد.

ائمه طاهرین نیز در قول و عمل خود اصرار و پافشاری در رعایت قوانین ظاهری و بالا بردن کمیت و کیفیت اعمال خود و دیگران داشته اند. در نقطه مقابل دشمنان اهلبیت و فراریان از قرآن، راحت طلبان و آزادی خواهان، تحت تأثیر غرب و سیاست مداران تشنه قدرتی که از راهی بدنبال کسب طرفدار و هواخواه بیشتر بوده اند شرائط ایمان را آسان گرفته و فقط مسلمانی را به حرف و اندیشه و خواسته های قلبی محدود ساخته اند.

در صدر اسلام مکتبی مشخص به نام مرجئه گری مروج و طرفدار این طرز تفکر بود و موفقیتهایی را نیز برای جلب طرفدار بدست آورد.

در این مجال مناسب است به نقل قطعه ای از بیانات علامه شهید مطهری در این خصوص بپردازیم.

از جمله آسیبهای قرون اولیه اسلامی، خوار شمردن تأثیر عمل در سعادت انسان است. به عبارت دیگر رجوع از طرز تفکر واقع بینانه به خیالبافانه. انسان اگر به قرآن که سند و مرجع ماست مراجعه بکند و بعد از قرآن، اگر به سنت نبوی و هم چنین سنن قطعی ای که از ناحیه ائمه اطهار رسیده است، مثل روایاتی که از ناحیه آنها رسیده است، مراجعه کند، کاملاً به این اصل پی می برد که اسلام، دین عمل است.

تکیه گاه تعلیم و تربیت اسلامی، عمل است. اسلام، بشر را متوجه این نکته می کند که هر چه هست، عمل است. سرنوشت انسان را عمل او تشکیل می دهد. این یک طرز تفکر واقع بینانه و منطقی با ناموس خلقت است. قرآن کریم چقدر راجع به عمل صحبت کرده باشد خوبست؟ و چقدر تعبیرات رسا و زیبایی در این زمینه دارد، مثل:

"وَ اَنْ لَیْسَ لِلْاِنْسانِ اِلّا ما سَعی".(1) ؛

برای بشر جز آنچه که کوشش کرده نیست. یعنی سعادت بشر در گرو عمل اوست.

"فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ".(2) ؛

هر کس به اندازه یک ذرّه کار خیر اگر بکند، آن کار خیر او از بین نخواهد رفت. به او خواهد رسید و اگر به اندازه وزن یک ذرّه کار بد بکند، از میان نخواهد رفت و به او خواهد رسید.

این تعلیم، یکی از بزرگترین تعلیمات برای حیات یک ملت است. وقتی که ملت فهمید که سرنوشتش به دست خودش است، سرنوشت او را عمل خودش تعیین می کند، آن وقت متوجه عمل و نیروی خودش می شود، متوجه این که هیچ چیز به درد من نمی خورد مگر عمل و نیروی من که صرف فعالیت و سعی می شود. این خودش عامل بزرگی است برای حیات. شما اگر می بینید در صدر اسلام، مسلمین آن قدر جنبش و جوشش داشتند، چون یکی از اصول افکارشان همین بود. آنها این تعلیم را که از سرچشمه گرفته بودند، هنوز منحرف نکرده بودند. فکرشان این بود که هرچه من عمل و سعی می کنم و هر چه می جنبم، (البته عمل یک مسلمان اختصاص به عمل جوارح ندارد، بلکه نیت او هم باید صحیح باشد. ایمانش هم باید صحیح باشد) فقط همین است که به درد من می خورد. و جز این، چیز دیگری نیست. این چقدر به انسان اعتماد به نفس می دهد! چقدر انسان را متکی به نیروی خودش می کند! از جمله تعلیمات اسلامی که در همان صدر اسلام کم و بیش آسیب دید و هر چه گذشت، این آسیب زیادتر شد، (نه تنها اصلاح نشد بلکه زیادتر شد) همین مسئله است.(3) .

پس از ذکر این مقدمه لازم است به زندگی حضرت زهرا علیها السلام مراجعه کنیم و از این دیدگاه نگاهی به سیره عملی حضرت داشته باشیم که در مقام عمل با همه افتخارات و کمالات روحی که دارد تا چه حدّ مصّر به عبادت و رعایت اصول و ضوابط است تا آنجا که در مقام حفظ حجاب حتّی از مرد نابینائی خود را می پوشاند و حاضر نیست بوئی از او به مرد نامحرم برسد و این دقت و شدت در عمل نه تنها در زندگی است بلکه برای پس از شهادت هم وصیت می کند بدن او در تابوتی قرار گیرد تا حجم بدن او برای دیگران نمایان نباشد.

در مقام کار در خانه هیچ امتیازی برای خود قائل نیست و مانند یک زن عادی به سختی و مدام کار می کند تا آنجا که دستش از آسیا مجروح و شانه اش از بند مشک اثر می گیرد.

در مقام عبادت آنچنان مشغول عبادت می گردد که از شدت و کثرت عبادت دو پای مبارکش متورم می شود و این همه را اضافه کنید به سفارش اکید پیامبر به حضرت زهرا علیها السلام مبنی بر اهل عمل بودن و استقلال رفتاری داشتن. روایت است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله رو می کند به یگانه فرزند عزیزش یعنی صدیقه طاهره علیها السلام، آن کسی که درباره اش می گوید "بِضْعَةُ مِنّی"؛ او پاره جگر من است. و می گوید: "یا فاطِمَةُ اِعْمَلی بِنَفْسِکِ"؛ دخترکم خودت برای خودت عمل کن. "اِنِّی لا اُغْنی عَنْکِ شَیْئاً"؛ من به درد تو نمی خورم. از انتسابت با من کاری ساخته نیست، تعلیمات مرا بپذیر و دستورات مرا عمل کن، مگو پدرم پیغمبر است. پدرم پیغمبر است، به دردت نمی خورد، به دستور پدرت عمل کردن به دردت می خورد. آن وقت شما زندگی همین حضرت زهرا علیها السلام را مطالعه کنید، وقتی مطالعه می کنید می بینید در فکر این انسان کأنّه وجود ندارد که من دختر پیغمبر آخَرُالزَّمان هستم.

حدیث است که وقتی به محراب عبادت می ایستاد، بدنش به لرزه درمی آمد، ماهیچه های بدنش می لرزید، از خوف خدا گریه می کرد، شبهای جمعه را تا صبح نمی خوابید عبادت می نمود و می گریست.(4)

 


(1) نجم، 39.

(2) زلزال، 8-7.

(3) مجرمین و جرم شناسی در عاشورا، مهدی نیلی پور، ص 43.

(4) حق و باطل، شهید مطهری، ص 109.

ریحانه ژرف نگر پیامبر در سبک و سیره اش مرزبان آگاه و شجاع و پروا پیشه دین و آیین خدا و حقوق و حرمت بندگان او بود.

آن حضرت آموزگار کتابی بود که در وصف توحیدگرایان راستین، آنان را بازگشت کنندگان به بارگاه خدا، پرستندگان ذات بی همتای او، ستایشگران آگاه و پراخلاص خدا، گردشگران و کاوشگران زمین و زمان برای کسب خشنودی خدا، رکوع گران در پیشگاه او، سجده کنندگان در برابر حق، دعوتگران به ارزش ها و رعایت کنندگان مرزهای مقررات خدا، بازدارندگان از گناه و زشتی و تجاوز و ضد ارزش ها، و حافظان و مرزبانان مرزهای دین و مقررات خدا اعلان می کند؟!

«التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله...»؛

... و به این قانون گرایان و مرزبانان ژرف نگر و پراخلاص مقررات خدا و حقوق و آزادی و حرمت مردم نوید رستگاری و مژده سرفرازی و بهشت پرشکوه خدا را می دهد؟

«و بشر المؤمنین» (9)

فاطمه که برجسته ترین شاگرد بزرگ پیشوا و پیامبری بود که سبک و سیره اش افزون بر قانون گرایی، مرزبانی از دین و مرزهای آیین و حقوق بندگان خدا بود و به عنوان بزرگترین انسان شناس و جامعه شناس و آگاه از راز صعود جوامع و سقوط و انحطاط ملت ها می دانست که یکی از اساسی ترین رازهای سقوط این است که در جامعه ای مردم به حاکمان اجازه دهند که خود را فراتر از قانون بنگرند و یا در اجرای قانون، تبعیض روا دارند و برابری انسانها در برابر قانون را نادیده انگارند و با قانون و مرزهای آن، خطی و جناحی و فصلی، برخورد کنند.

«انما هلک من کان قبلکم انهم کانوا یقیمون الحد علی الوضیع و یترکون الشریف» (10)

از این دیدگاه است که آن حضرت را همه جا و در سراسر زندگی اش مرزبان دین و آیین و حقوق و حرمت انسانها می نگریم؛ برای نمونه:

- آن حضرت در خطبه تاریخی اش در این مورد خروشید که:

«یابن ابی قحافة، أ فی کتاب الله ان ترث اباک و لا ارث ابی؟!»

آیا این قانون شکنی و تجاوز به مرزهای دین بر اساس حق و عدالت است؟ آیا این در کتاب خدا آمده است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟ راستی که سخن ناروا و نادرستی می گویی!

آیا آگاهانه و به طور دلخواه مقررات کتاب خدا را کنار نهاده و قانون را پشت سرافکنده و خودسرانه حکم می رانید یا به مقررات آن ناآگاهید؟

- و در انگیزش «انصار» به دفاع از حق و مرزهای قانون خدا روی سخن را به آنان کرد و فرمود:

«یا معشر الفتیة و اعضاد الملة و حضنة الاسلام! ما هذه الغمیزة فی حقی...»؛

گروه جوانمردان! ای بازوان دین خدا! و ای یاران اسلام و مقررات آن! این سستی و چشم پوشی از حقیقت که در حق من روا می دارید، چیست؟ و این نظاره بر شکستن حرمت قانون و تجاوز از مرزهای دین و عدم تحرک چرا؟

- و در برابر توجیه گری ناروای خلیفه و دروغ بستن به پیامبر، فرمود:

«سبحان الله ما کان رسول الله عن الکتاب صادقا و لا لاحکامه مخالفا....»

خدا پاک و منزه است؛ هرگز پیام آور او از کتاب خدا روی گردان نیست و با مقررات آن مخالفت نمی ورزد و از مرزهای احکام آن نمی گذرد؛ بلکه او پیرو قرآن و قانون خدا و سوره ها و آیه های آن بود.

آیا شما بر نیرنگ و فریب همدست و همداستان شده اید تا بر او دروغ بندید؟...

- و رو به پیروان و پرستش گران بارگاه ستم فرمود:

«معاشر الناس المسرعة الی قیل الباطل...»؛

ای مردم! ای کسانی که با شتاب و بدون تفکر و تدبر به بافته های بیهوده و بی اساس زورمداران روی آورده و عملکرد زشت و ظالمانه و سیاست زیانبار و قانون شکنی آنان را با دیده اغماض می نگرید و می پذیرید! راستی می دانید چه می کنید؟...

- آن حضرت در سخنان روشنگرانه اش در برابر زنان مهاجر و انصار که به عیادتش آمده بودند، به دفاع از مرزهای دین و مقررات خدا پرداخت و در نکوهش قانون ستیزان فرمود:

«الا هلم فاستمع و ما عشت اراک الدهر عجبا...»؛

اینک بیایید و بشنوید! شگفتا! که روزگار چه شگفتی ها در پس پرده دارد و چه بازیچه ها به طور پیاپی به نمایش می گذارد... راستی چرا مردان شما چنین کردند؟ چرا حرمت قانون خدا را نگاه نداشتند؟ چرا مقررات او را نادیده انگاشتند؟

ای کاش می دانستم به کدامین پناهگاه استوار تکیه زده اند و کدامین ستون محکم را برگزیده اند و به کدامین ریسمان گسست ناپذیر چنگ انداخته اند و بر کدامین مقررات و خاندان و فرزندانی پیشی جسته و چیره شده اند!

 


(9) توبه، 112.

(10) کنز العمال، ج 3، ص 735؛ صحیح مسلم، ج 11، ص 186.

آن حضرت در سراسر زندگی درس آموز و الهام بخش خود نمونه قانون گرایی و قانون مداری و خضوع در برابر مقررات خدا بود و در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی و سیاسی اش با همگان، از دوست و آشنا گرفته تا بیگانه و دشمن، از زورمند تا ناتوان و زیردست، عادلانه و انسانی و براساس حق و عدالت رفتار می کرد و هرگز از مرزهای مقررات و قانون بیرون نمی رفت؛ درست بسان پدرش پیامبر؛ چرا که او در سیما و سیره و سبک و شیوه زندگی شبیه ترین انسان ها به پیامبر بود و نسخه ای یگانه از آن کتاب پراسرار آفرینش و پرتویی از آن خورشید فروزان و شعله ای از آن مشعل هدایت را می نمود.

«ما رأیت احدا اشبه حدیثا و کلاما برسول الله من فاطمة» (1)

فاطمه علیهاالسلام این درس قانون مداری را از پدرش پیامبر آموخته بود که هماره به این اصل اساسی پای می فشرد و در گفتار و سکوت، رفتار و عملکرد و اشاره و حرکت و قیام و فریادش، قانون گرایی به روشنی جلوه گر بود و روشنگری می کرد که من نیز بسان شما انسان هستم و در برابر وحی و پیام خدا سرا پا گوش و شور و خضوع بود.

ریحانه ارجمند پیامبر بسان پدر، قانونگرا و قانونمند زیست و هرگز در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی و سیاسی اش از مرزهای مقررات و قوانین خدا به اندازه سر سوزنی تجاوز نکرد و واژه ای خارج از قانون بر زبان نراند.

آن حضرت در زندگی قانون گرایانه خویش می فرماید:

«ایها الناس اعلموا انی فاطمة و ابی محمد اقول عودا و بدا و لا اقول ما اقول غلطا و لا افعل ما افعل شططا»؛

هان ای مردم! بدانید که من فاطمه هستم و پدر گرانقدرم محمد، پیام آور خداست. من هماره گفتارم حساب شده و بر اساس حق و عدالت است و سخنانی که بر زبان می رانم، از آغاز تا انجام، هدفدار است. نه بافته هایی بیهوده می بافم و نه سخنانی ناروا و بی اساس می گویم. گفتارم پیوسته براساس حق است و کارهایی که انجام می دهم درست و روا و خداپسندانه و برابر مقررات الهی است.

و رهبری نظام سقیفه در گواهی بر این حقیقت به ناگزیر زبان به اعتراف گشود و گفت:

«هان ای دخت پیامبر خدا!... شما را تنها سعادت خواهان و نیک بختان دوست می دارند و جز عناصر و جریان های تیره بخت با شما دشمنی نمی ورزند.

شما راهنمای ما مردم به سوی نیکی ها و شایستگی ها و راهبر راستین ما به سوی بهشت خدا هستید؛ و تو ای برترین بانوان گیتی و دختر برترین پیام آوران، بی هیچ تردید در گفتارت راستگو و صادق و در تیزهوشی و خردمندی و خردوزی از همگان گوی سبقت را برده ای...»

امیرمؤمنان در ترسیم قانون گرایی و قانون مداری ریحانه پیامبر می فرمود:

«فوالله ما اغضبتها و لا اکرهتها علی امر حتی قبضها الله، و لا اغضبتنی و لا عصت لی امرا و لقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم و الاحزان» (2) ؛

به خدای سوگند که من هرگز ریحانه پیامبر را خشمگین نساختم و او را به کاری که خوش نمی داشت وانداشتم تا این که خدا مرا به فراق او گرفتار ساخت؛ و او نیز در زندگی نه مرا به خشم آورد و نه نافرمانی کرد. او به گونه ای بود که با دیدار جمال تابناکش غم و اندوه از گستره دلم زدوده می شد و به وجود او آرامش خاطر می یافتم.

و نیز در پاسخ خود آن حضرت می فرمود:

«معاذ الله انت اعلم بالله و ابر و اتقی و اکرم و اشد خوفا من الله...»؛

به خدای یکتا پناه می برم، چرا که تو ریحانه پیامبر آگاه تر و دین شناس تر و شایسته کردارتر و پرواپیشه تر و گرامی تر و خداترس تر از آن هستی که بتوان تو را وصف کرد...

و نیز در بارگاه خدا به این قانون گرایی و قانون محوری ریحانه ارجمند پیامبر، این گونه گواهی می دهد: «بار خدایا! من از رفتار و گفتار و سبک و سیره و قانون گرایی و قانون مداری دخت سرفراز پیامبرت خشنود هستم...»

«اللهم انی راض عن ابنة نبیک...» (3)

 


(1) عوالم، ج11، ص130؛ بحارالانوار، ج 43، ص40.

(2) بحارالانوار، ج 43، ص134.

(3) عوالم، ج11، ص521.

از آن جایی که زندگی عادلانه و انسانی در گرو شناخت قوانین و آگاهی از مرزهای مقررات عادلانه خداست، ریحانه ارجمند پیامبر افزون بر قانون شناسی و قانون گرایی و ارائه نمونه و الگوی عملی از زندگی قانون مدارانه، در سراسر زندگی کوتاه اما پربار و الهام بخشش، آموزگار دین و آموزش دهنده مقررات و قوانین خدا و زندگی قانونگرایانه بود؛ درست بسان پدرش، پیامبر، و همانند هم پرواز و همتای زندگی اش امیر والایی ها.

او از قرآن، کتاب پرشکوه خدا، آموزش مقررات و مرزهای دین به مردم را الهام می گرفت. مگر قرآن پس از بیان قوانین خدا نمی فرماید: اینها مرزهای دین و مقررات خداست، پس از آنها فراتر نروید و نگذرید...؟

«تلک حدود الله فلا تعتدوها...» (4)

و مگر هشدار نمی دهد که: هر کس از مرزهای قوانین خدا درگذرد و فراتر رود، از بیداد پیشگان روزگار خواهد بود؟ «ومن یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون» (5)

و مگر روشنگری نمی کند که: اینها مرزهای قانون خداست، پس مباد که به آنها نزدیک شوید؟

«تلک حدود الله فلا تقربوها» (6)

مگر بهشتیان سعادتمند را رعایت کنندگان حرمت مرزهای مقررات خدا وصف نمی کند و می فرماید اینها مرزهای دین خداست؟

«تلک حدود الله و من یطع الله و رسوله یدخله جنات تجری من تحتها الانهار...»(7)

و مگر دوزخیان تیره بخت را همان تجاوزکاران به مرزهای قانون خدا اعلان نمی کند؟

«و من یعص الله و رسوله و یتعد حدوده یدخله نارا...» (8)

آری، ریحانه پیامبر، آموزگار مقررات خدا و آموزش دهنده مفاهیم و معارف دین و بیانگر مرزهای قوانین او برای اوج بخشیدن مردم به زندگی قانون گرایانه بود. او باران حقایق را در این مورد بر مزرعه دلها و جانها می باراند و روشنگری می کرد و هشدار می داد؛ برای نمونه:

- آن حضرت در سخنان جاودانه اش در برابر نظام سقیفه و انبوه مردم و دعوت آنان به قانون گرایی و قانون مداری و عمل به قانون، از جمله فرمود:

«جعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک و الصلاة تنزیها لکم من الکبر و الزکاة تزکیه للنفس و نماء فی الرزق و الصیام تثبیتا للاخلاص و الحج تشییدا للدین و العدل تنسیقا للقلوب و اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا امانا للفرقة و الجهاد عزا للاسلام و الصبر معونة علی استیجاب الاجر، و الامر بالمعروف مصلحة للعامة و بر الوالدین وقایة من السخط...»؛

ای مردم! خدای جهان آفرین ایمان را سبب پاک سازی شما از مظاهر شرک و ارتجاع قرار داد؛ و نماز را وسیله پاک ساختن شما از آفت غرور و خود بزرگ بینی. زکات را باعت تزکیه جان و افزون شدن روزیتان قرار داد؛ و روزه را عاملی برای استواری اخلاص شما. طواف بر گرد خانه خدا را وسیله اقتدار دین، و عدالت را مایه هماهنگی و انسجام دل ها. فرمانبرداری از ما خاندان رسالت را باعث نظام دین و دولت مقرر فرمود، و امامت و پیشوایی ما را به منظور در امان ماندن از پراکندگی ها و واپسگرایی ها و اسارت در چنگال استبداد.

جهاد را باعث شکست ناپذیری و عزت اسلام، و شکیبایی را وسیله ای برای جلب پاداش پرشکوه سرای آخرت. امر به معروف و فراخوان به سوی ارزش ها را مایه صلاح و شایستگی توده ها شناخت، و نیکی به پدر و مادر را سنگر پیشگیری از خشم خدا.

پیوند با نزدیکان را وسیله افزونی شمار و اقتدار جامعه، و قصاص عادلانه و انسانی را عامل حفظ جانها.

وفای به نذرها را برای در معرض آمرزش قرار گرفتن، و عادلانه و درست دادن کیل ها و وزن ها را وسیله مبارزه با کمبودها.

هشدار از می خوارگی را سبب پاکیزگی از پلیدی ها، و دوری گزیدن از تهمت زدن و نسبت ناروا دادن را مانعی در برابر غلطیدن به وادی لعنت شدگان.

وانهادن سرقت را برای حفظ عفت، و تحریم شرک را برای اخلاص در بندگی و فرمانبرداری از پروردگار.

اینک که چنین است پروای خدا را آن گونه که شایسته است پیشه سازید و بکوشید که جز مسلمانی راستین و آزادمنش و رعایت کننده حقوق و امنیت دیگران، جهان را بدرود نگویید.

خدای یکتا را در آنچه فراخوانده و هشدار داده است فرمانبرداری کنید و راه دانشوران یکتاپرست و پرواپیشه را در پیش گیرید؛ چرا که از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان و آگاهان واقعی از او می ترسند و در برابر او احساس مسئولیت می نمایند.

- و نیز خطاب به رهبری نظام سقیفه، پس از ترسیم مقررات ارث و حدود و مرزهای آن از دیدگاه قرآن، فرمود:

«و زعمتم ان لا حظوة لی و لا ارث من ابی و لا رحم بیننا؟»؛

راستی شما بر اثر بیگانگی و یا بی توجهی به مقررات کتاب خدا و مرزهای دین و آیین او چنین می پندارید که من از پدرم ارث نمی برم و رابطه و پیوندی میان من و او نیست. آیا خدای فرزانه مقررات ارث را در آیه ای تنها برای شما قرار داد و پدرم را از آن مقررات استثنا کرد؟

یا این که بر آن هستی، که اهل دو ملت و پیروان دو دین از یکدیگر ارث نمی برند و من پدرم پیامبر از یک ملت و آیین نیستیم؟

- و پس از باران حقایق و مفاهیم و معارف قرآن و ترسیم مرزهای حق و باطل در خطبه حماسه ساز و شعورآفرین اش، سرانجام فرمود:

«و انا ابنة نذیر لکم بین یدی عذاب شدید»؛

و بدانید که من دخت پیامبر هشداردهنده شمایم و اینک آموزگارانه و خیرخواهانه، شما را به خاطر تجاوز به مرزهای دین و آیین و مقررات خدا از عذاب سهمگینی که پیش روی شماست، هشدار می دهم.

 


(4) بقره، 229.

(5) بقره، 229.

(6) بقره، 187.

(7) نساء، 13.

(8) نساء، 14.

ریحانه سرفراز پیامبر در سبک و سیره فردی، خانوادگی و اجتماعی و سیاسی خویش به اصل قانون شناسی و شناخت مبانی، ماهیت، هدف ها، اسرار و فلسفه و مرزهای مقررات عادلانه و سعادت آفرین خدا سخت بها می داد و در این قلمرو حساس و تعالی بخش بسیار می اندیشید و می اندیشاند؛ پا به پای وحی و رسالت آنچه را بر قلب مصفای پیامبر مِهر فرود می آمد، دریافت می داشت و آگاهانه و عاشقانه در آنها می اندیشید و آنها را مشعل فرا راه قرار می داد و نردبان عروج و صعود به سوی کمال و جمال می ساخت و در گفتار و عملکردش از آنها پرچمی برافراشته برای درست اندیشان و کمال جویان برمی افراشت.

او در این راه به جایی پرکشید که به بیان پیامبر، پاره ای از وجود پیامبر عنوان یافت و شعله ای از آن مشعل و پرتوی تابناک از آن خورشید جهان افروز. این اصل انسان ساز در همه زندگی الهام بخش ریحانه پیامبر به روشنی هویداست.آن حضرت در این مورد از جمله در سخنان تاریخی و حماسه سازش در برابر ابوبکر و انبوه مردم فرمود:

«و معنا کتاب الله الناطق و القرآن الصادق و النور الساطع و الضیاء اللامع...»

و کتاب گویای خدا، قرآن پرشکوه نزد ماست؛ همان قرآن راستگو و راستین، همان نور درخشنده و چراغ تابناکی که دیدگاه هایش مستدل و استدلال های آن روشن است؛ باطن و اسرارش در نزد خاندان رسالت آشکار و ظاهر آن نورافشان و جلوه گر و پیروان آن زبانزد جهانیان و مورد غبطه دیگرانند؛ همان کتاب شکوهباری که پیروی از آن و زندگی براساس مقررات و قوانین و معارف و فرهنگ آن، انسان را به سوی بهشت پرطراوت و زیبا راه می نماید و تلاوت و گوش جان سپردن به پیام آن، به نجات و رستگاری و سعادت می انجامد؛ همان کتابی که به وسیله آن می توان به حجت های روشن خدا و مقررات او و واجبات و دستورات و ارزشها و محرمات و ضدارزش هایی که از آن هشدار داده شده اید، و نیز به دلیل های روشن، برهان های کامل و هدایتگر، به فضیلت های پسندیده و اوج بخش و کارهای روا و اخلاقی که موهبتی است از سوی خدا بر شما، مردم؛ و نیز به قوانین و مقررات و برنامه های نوشته شده واجب و بایسته خدا دست یافت و مرزهای مقررات او را شناخت و قانون شناس، حق شناس و مرزشناس زیست.

حضرت زهرا علیهاالسلام با اشاره به فلسفه امامت فرمود:

«قالت: فجعل الله... اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا امانا للفرقة»؛

خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت علیهم السلام را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی، و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه ها قرار داده است. (7)

حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:

«قالت فاطمة علیهاالسلام: ابوا هذه الامة محمد و علی علیهما السلام یقیمان اودهم و ینقذانهم من العذاب الدائم ان اطاعوهما و یبیحانهم النعیم الدائم ان وافقوهما»؛

محمد و علی علیهماالسلام دو پدر امت اسلام می باشند، کجی ها را راست و انحرافات را اصلاح می نمایند، اگر مردم ایشان را اطاعت کنند، این دو آنها را از عذاب جاویدان نجات می دهند و اگر مردم با ایشان موافق و همراه باشند، این دو، نعمتهای پایدار خداوندی را ارزانیشان دارند. (8)

حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ بی تفاوت های بهانه جو که می گفتند:

اگر علی علیه السلام زودتر شروع می کرد و برای مردم صحبت می نمود، منحرف نمی شدند، فرمود:

«قالت: فما جعل الله لاحد بعد غدیر خم من حجة و لا عذر» (9) ؛

پس از غدیر خم، خداوند برای هیچکس عذر و بهانه ای باقی نگذاشته است.

و آنگاه که مهاجرین و انصار در عذرخواهی پافشاری کردند، فرمود:

«قالت: الیکم عنی فلا عذر بعد تعذیرکم و لا امر بعد تقصیرکم، هل ترک ابی یوم غدیر خم لاحد عذرا؟» (10) ؛

دور شوید و مرا به حال خود واگذارید. پس از کوتاهی و سهل انگاری، جایی برای عذرخواهی نمانده است، آیا پدرم پیامبر صلی الله علیه و آله پس از حادثه غدیر خم جایی برای عذر تراشی و (بی تفاوتی) باقی گذاشته است؟

حضرت فاطمه علیهاالسلام در برابر یکی از افراد نادان مدینه که خفاش صفت، برابر آفتاب وجود امام، زبان به سرزنش گشوده بود، فرمود: می دانی علی کیست؟

«قالت: و هو الامام الربانی و الهیکل النورانی، قطب الاقطاب و سلالة الاطیاب الناطق بالصواب، نقطة دائرة الامامة و ابو بنیه الحسن و الحسین الذین هما ریحانتی رسول الله سیدی شباب اهل الجنة» (11) ؛

علی امامی ربانی و الهی، و هیکلی نورانی و مرکز توجه همه عارفان و خداپرستان و فرزندی از خاندان پاکان، گوینده به حق و روا، جایگاه اصلی و محور امامت، و پدر حسن و حسین دو دسته گل پیامبر صلی الله علیه و آله و دو بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت، است.

حضرت زهرا علیهاالسلام سعادت و رستگاری انسان را در محبت و دوستی با علی علیه السلام می شناساند که فرمود:

«قالت: ان السعید، کل السعید، حق السعید من احب علیا فی حیاته و بعد موته»؛

همانا سعادتمند (به معنای) کامل و حقیقی، کسی است که (امام) علی علیه السلام را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته است.(12)

حضرت زهرا علیهاالسلام در یاری کردن امام علی علیه السلام فرمود:

«قالت: ان ابی صلی الله علیه و آله نظر الی علی و قال: هذا و شیعته فی الجنة»؛

روزی پدرم رسول خدا که درود خدا بر او و خاندان او باد به علی علیه السلام نگاه کرد و (با اشاره با او) فرمود: این مرد و پیروان او در بهشتند. (13)

و در گفتار ارزشمند دیگری به شیعیان علی علیه السلام بشارت بهشت جاویدان داد و فرمود:

«قالت: ان رسول الله صلی الله علیه و آله قال لعلی یا اباالحسن اما انک و شیعتک فی الجنة»؛

رسول گرامی اسلام که درود خدا بر او و خاندان او باد به علی علیه السلام فرمود: ای اباالحسن! همانا تو و پیروان تو در بهشت (موعود) خواهید بود.(14)

 


(7) بخشی از خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه.

(8) تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ص330؛ بحارالانوار ج 23، ص 259.

(9) دلائل الامامة، ص 38؛ خصال شیخ صدوق، ج1، ص173.

(10) دلائل الامامة، ص38؛ احتجاج طبرسی، ج1، ص146.

(11) ریاحین الشریعه، ج1، ص93.

(12) ینابیع المودة، ج1، ص376.

(13) ینابیع المودة، ص40.

(14) مجمع الزوائد، ج10، ص21 و ج 9، ص289؛ مفتاح النجاة، ص61 ؛ ارجح المطالب، ص531.




خـــانه | درباره مــــا | سرآغاز | لـــوگوهای ما | تمـــاس با من

خواهشمندیم در صورت داشتن وب سایت یا وبلاگ به وب سایت "بهشت ارغوان" قربة الی الله لینک دهید.

کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون

مـــــــــــادر خیلی دوستت دارم