بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ختم صلوات

ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی

در تا شهدا بخوانید

خدیجه، دختر خویلد، فرزند اسد بن عبدالعزّی بود. عبدالعُزّی برادر عبدمناف، یکی از اجداد پیامبر صلی اللَّه علیه و آله است و پدر این دو قصیّ بن کلاب می باشد. این چنین، خدیجه با رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در جدّ چهارم (قصیّ بن کلاب) تلاقی دارند. خدیجه در یکی از خانواده های اصیل و شریف قریش به دنیا آمد و تربیت یافت. افراد خانواده اش همه دانشمند و فداکار و روحانی و حمایت کننده از خانه کعبه بودند. ایستادگی خویلد در برابر «تبّع» معروف است. آنگاه که تبّع از یمن به حج آمد و قصد کرد حجرالأسود را از جای برکند و با خود ببرد، تاریخ فراموش نمی کند زمانی را که خویلد با «تبّع» به مقابله و ستیز برخاست و هشدار داد که چنین اقدامی، خشم خداوند را در پی خواهد داشت و صاحب خانه (خداوند متعال) نفرین و هلاکت را بر او نثار خواهد کرد.

خویلد و یارانش ایستادگی کرده و تبّع را به هراس و بیم افکندند تا آنجا که چون به خانه رفت همواره در اندیشه تهدید خویلد بود و چون به خواب رفت، دید که او را به لعنت و هلاکت تهدید می

کنند؛ سرانجام از تصمیم خود منصرف شد. ابن اسحاق این ماجرا را چنین شرح می دهد:

هنگامی که تبّع عازم یمن شد، تصمیم گرفت حجرالأسود را با خود ببرد. جمعی از قریش نزد خویلد آمده، گفتند: چه بر سر ما خواهد آمد اگر حجر را ببرند؟!

خویلد گفت: داستان چیست؟

گفتند: تبّع می خواهد حجرالأسود را به سرزمین یمن منتقل کند.

خویلد گفت: مرگ به از این است!

آنگاه شمشیر برگرفت و قریش نیز شمشیرها برداشتند و نزد تبّع آمدند و گفتند: می خواهی با رکن حجر چه کنی؟

گفت: می خواهم آن را برای مردم خود ببرم.

قریش گفتند: مرگ به از این است.

و آنگاه شمشیرها گرفته، نزد رکن آمدند تا از آن محافظت کنند. (15) .

آری این خویلد، مرد شجاع و فرمانروای قوم است که از خانه خدا در زمان جاهلیت عرب حمایت کرد و به فضایل اخلاق و کرم و پاکی و اصالت خانوادگی شهره بود.

مادر حضرت خدیجه، فاطمه دختر زائدة بن اصم بن رواحة بن حجر بن عبد بن معیص بن عامر بن لؤی بود. مادر فاطمه؛ یعنی جدّه خدیجه، «هاله» دختر عبدمناف بن حارث بود که نسبت او به «

لؤی بن غالب» می رسد.

بدین ترتیب پدر و مادر خدیجه از اصیل ترین خانواده های قریش بودند و در نسب و حسب برترین به شمار می آمدند و خدیجه در بهترین سرزمین رشد کرد و به اخلاق فاضله دست یافت و به

دیانت معروف بود و آلودگی هایی که دامان برخی خانواده های مکّه را گرفته بود، دامن پاک او را نگرفت؛ عنایت خداوند خدیجه را از آغاز کودکی حفظ و حراست می کرد؛ زیرا او باید امّ المؤمنین

باشد و هر زنی چنین شایستگی نداشت.

«اسد بن عبدالعزی» جد خدیجه یکی از اعضاء برجسته پیمان «حلف الفضول» است. پیمان مذکور را گروهی از رجال با شخصیت و عدالت خواه عرب بستند و قرار گذاشتند که از مظلومین دفاع

کنند و در یاری کردن درماندگان کوشش نمایند. رسول خدا نیز در آن انجمن عضویت داشت و می فرمود: من در خانه «عبداللَّه بن جدعان» حاضر بودم که پیمان بسته شد و اگر مرا دعوت نمایند با

کمال میل شرکت می کنم.

یکی از سنّتهای خانواده های قریش این بود که دختر وقتی به سن بلوغ می رسید، ازدواج می کرد و چون از ده سال می گذشت، دیگر کسی جرأت نمی کرد به آن خانواده نزدیک شود، مگر آن که

دارای نسب شریف و معروف به مروّت و فضل می بود. خدیجه ده ساله بود که «عتیق» پسر عائذ بن عبداللَّه مخزومی به خواستگاری او آمد و حاصل آن ازدواج فرزندی به نام عبداللَّه بود. طولی

نکشید عتیق درگذشت و ابوهاله مالک بن نباش تمیمی با او ازدواج کرد و دو پسر به نامهای هند و حارث و یک دختر به نام زینب آورد. گرچه «هند» نام مخصوص زنان عرب است، ولی گاهی بر

حسب عرف و عادت، نام زنان را بر مردان، می نهادند.

این پسر که به اصطلاح، ربیب و پرورده پیامبر خدا و برادر مادری حضرت فاطمه بود، به اسلام مشرف شد و خواهر زاده اش، حسن بن علی بن ابی طالب، روایتی معروف در اوصاف و خصوصیات

رسول خدا از وی نقل کرده است. «هند» در هنر وصف، سخت نیرومند بود و حدیثی که از او در زمینه صفات و شمایل پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نقل شده، بلیغ ترین احادیث در این باب است.

«هند»، در مقام ابراز شرافت خویش می گفت: من از لحاظ پدر و مادر و برادر و خواهر، از همه گرامی ترم، زیرا که در واقع پدرم رسول خدا و برادرم قاسم و خواهرم فاطمه و مادرم خدیجه است.

وی در غزوه بدر شرکت داشت و سرانجام، در جنگ جمل، در شمار لشکریان امام علی بن ابی طالب علیه السلام بود و در آن جنگ، به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

خدیجه، ام المؤمنین، پس از مرگ همسر خود با آن که خواستگارانی فراوان از میان اشراف و اعیان قریش داشت، به همسری هیچ یک تن نداد، تا سرانجام همای سعادت بر سرش سایه افکند و

افتخار ازدواج رسول گرامی و پیامبر ارجمند را یافت. خدیجه، نخستین همسر آن حضرت بود که مدت پانزده سال پیش از بعثت و ده سال پس از آن در کنار او و شریک زندگانی او بود.

از جمله عواملی که موجب شد او را لقب «طاهره» دهند این بود که او هرگز با زنان هوسران ننشست. معروف است که خانه های مکه در جاهلیت شاهد شب نشینی ها و لهو و لعب بود و حضرت

خدیجه از کنار آن خانه ها که برخی متعلّق به پسرعموها و پسر دایی هایش بود، می گذشت و می دید که به شب نشینی و لهو و لعب سرگرمند، اما هرگز تحت تأثیر این خانه ها قرار نگرفت و از

آنچه برخی زنان قریش بدان سرگرم بودند، بیزاری می جست.

زنان مکه و تاریخ، خاطرات ارزشمندی را از خدیجه به یاد دارند. زنان به دیدن او می رفتند و از کرم و عطای او بهره مند می شدند و چون به سوی کعبه می رفت، گرد او را احاطه کرده، وی را

همراهی می کردند و هیچ یک از آن زنان سخنی نامناسب که او نمی پسندید بر زبان نمی راند.

یکی از القاب ویژه خدیجه «سیده قریش» بود؛ این لقب بزرگ و وصف ارزشمند بدان جهت است که وی به اوصاف کمال انسانی راه یافته بود. او علاوه بر ثروت، از جمال و کمال بى نظیرى،

برخوردار بود.

ابوطالب (ع) در خواستگارى او را چنین وصف کرد:

اى جمع حاضر! بدانید که برادر زاده ما، محمد فرزند عبداللّه، کریمه شما قریش را خواستـگار است. بانوى مشهور و معروف به سخاوت و عفّت، بانویى که فضیلتش مشهور و زبانزد خاص و عام و

شانش عظیم و بزرگ است. (16) .

او در برابر ثروت و تجارت شیفته نبود و انبوه ثروت ها نتوانست در صفات پسندیده وی رخنه کند بلکه این ثروت و تجارت بود که در برابر او خاضع بود و این را باید ثمره آن احساس متعالی

برشمرد.

فقرا و نیازمندان و افراد غریب به سوی خانه او می آمدند و از سفره احسانش بهره مند می شدند. خداوند بانوی قریش را لقب «امّ المؤمنین» داد؛ زیرا منزلت فوق العاده ای داشت؛ منزلتی که در

طی قرن ها جاودانه است! او تمام آنچه را در توان داشت نثار کرد تا بار مشکلات را از دوش پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و خاندان و یارانش بردارد و در تبعید و محاصره، آنان را یاری رساند و به

خویشاوندانش و آنان که تحت محاصره اقتصادی قرار نداشتند، مخفیانه پیام می فرستاد که هر اندازه مقدور است، خوراک و آذوقه برای او بفرستد تا مسلمانانِ محصور در رنج نباشند و به رغم

مخالفت دشمنان رسالت، در پاسخ به دعوت وی همکاری می کرد؛ به این جهت خداوند، او را نخستین بانویی قرار داد که لقب امّ المؤمنین گرفت و شاید از برترین لقب ها و نام ها، همین نام بود

که آن بانوی پاک سیده قریش، امّ المؤمنین و سرور بانوان عالم لقب گرفت.

احمد حنبل از ابن عباس نقل کرده که گفت:

پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله چهار خط روی زمین کشید و فرمود: «می دانید اینها چیست؟»

گفتند: خدا و پیامبرش داناترند.

پیامبر فرمود: برترین زنان اهل بهشت خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد صلی اللَّه علیه و آله و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعونند.

«أفضل نساء أهل الجنّة خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمّد و مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم اِمرأة فرعون». (17) .

صحیح بخاری از علی علیه السلام، از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نقل کرده که فرمود «... و خیر نسائها خدیجة». (18) .

این لقب را مادر زهرا علیهاالسلام با شایستگی که داشت به دست آورد؛ چرا که او هر آنچه داشت پیش کش به درگاه خدا کرد و گرانبهاترین چیزها را در راه خدا و یاری رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و

آله قربانی نمود و هرگز از یاری و مساعدت او دست برنداشت.



(15) تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 3، ص 330.
(16) بحارالانوار، ج 16، ص 69.
(17) مسند احمد، ج 1، ص 293. 
(18) فتح الباری، ج 6، ص 47. 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

خـــانه | درباره مــــا | سرآغاز | لـــوگوهای ما | تمـــاس با من

خواهشمندیم در صورت داشتن وب سایت یا وبلاگ به وب سایت "بهشت ارغوان" قربة الی الله لینک دهید.

کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون

مـــــــــــادر خیلی دوستت دارم